دخمل نازم

لباس عیدت

این بافتنی تن کار من و مادرجون هستش خودمون بافتیم خیلی همه خوششون اومده بود

اینجا خیلی خوابت میومد اما همش دستات رو روی چشمات میمالیدی و چشمات قرمز شده بود مجبور شدم اینجوری کنمت تا خوابیدی

مادر فدای اون دست خوشگلت

اینجا بغل بابایی حسابی اروم بودی

فدای لبخند نازت بشم من


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دخمل نازم
